پرهام گل مامان و باباش
پرهام گل مامان و باباش
هر انسان لبخندی از خداست و تو زیبا ترین لبخند خدایی بهانه زندگیم خوش امدی . . .
تاريخ : سه شنبه 22 مرداد 1392 | نویسنده : حدیث مامان پرهام
بازدید : مرتبه

تقدیم به تو ای روشنی  گسترده..... ای زیبای محض .....ای آسمان بی کران مهربانی ها.... کلامی می آفرینم تا با تو سخن بگویم .روز زمینی شدنت مبارک پسرک قشنگم .....سالی که تو به دنیا آمدی قشنگترین سال زندگیم ماهی که به دنیا آمدی بهمن ماه ستاره ای شد برایم بین تمام ماه های عالم روزی که به دنیا آمدی شنبه باشکوه ترین روز هفته و اما لحظه ای که به دنیا آمدی 10/55 دقیقه صبح قشنگترین لحظه دنیا برایم شد فرشته کوچولوم             niniweblog.com

   

       niniweblog.com            




موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 30 مرداد 1393 | نویسنده : حدیث مامان پرهام
بازدید : 437 مرتبه

پسرک خوشگلم گل خوشبوی مامان سلام......بغل

نمیدونم کی کجا تو چند سالگیت چه طوری داری این پست و میخونی اما الان که من دارم این مطالب رو برات ثبت میکنم شب از نیمه گذشته و شما توی خواب ناز هستی.......یه فرشته ناز و خوشگل که خدا به اشیونمون هدیه داده....محبت

جونم برات بگه شما به سرعت داری روند رشدت رو طی میکنی و منو بابا هرروز شاهد یه پیشرفت تازه ازشما هستیم و البته کلی ذوق و قند تو دل اب شدن از داشتن یه همچین شاهزاده زرنگ و باهوش و مهربووووونی....

امروز یه کلمه جدید رو به طور کاملا واضح بیان کردی اونم این بود:اب بازی....خندونک

.الهی که مادر به فدات بشه عروسسک قشنگم ........بوس

کلماتی که عنوان میکنی و میگی تقریا 30 تا میشه ......(مامان بابا عیبه بده اب بازی لالالالالالالا  بالا توپ دایی عمه اینجا قان قان ایناهاش شکست ترکید ارمان و.......)افرینو هزززززار ماشالا به پسمل زرنگ خودمتشویق

حالا بریم سراغ عکسا ......

عروسکم عکس که زیاده ولی حالا تا جایی که وقت هست یه چند تاشو برات میذارم .....

اینجا خونه دختر عموی ناست دو هفته پیش اینطورا رفته بودیم ارمانه وروچک شما رو بغل کرده فسقلی ..

عکس یه خواب اروم و راحت از گل پسر خوووووووووودمبوس

حدودا همون دو هفته پیش دوره فامیلی داشتیم خونه مامان جون اینا اینم عکس شما پسرک شیطون که

همش میگفتی بغل کن....

اینم عصرونم توی اون دور همی فامیلی دلنشینی که داشتیم....

هفته پیش با خاله الهه نا مامانینا و دایی مصطفی نا  رفتیم شهرای شمالی گشت و گذار کردیم که خیلی خیلی خوش گذشت...

این عکس شازده پسرمون وقتی هنوز خونه بودیم و داشتیم وسایلامون رو جمعع می کردیم تاراه بیفتیم...

اینجا هم توی ماشینه که قشنگ خوابیده بودی عششششششششقم.......

توی مسیرمون از جاده چالوس یه جا توقف کردیم ناهار بخوریم که شما هم جسابی بازی کردی و خوش گذروندی...

اینم عکس پرهام و بابا علی کنار رودخانه تو ی صد کیلومتری جاده...

اینم از شیطونی ای پسملمون....

جاده زیبا ی کلاردشت....

عباس اباد....

پرهام قشششششنگم در جاده دل انگیز عباس اباد....

و اما شن بازی پسرم در ساحل....

وای که چقد با این استخره بازی کردیم و خندیدیم ..........

پسرک خوشحالم درساحل .......بازززززززززززززززی.......

جنگلی بسیار زیبا در چابکسر......

پرهام بابا علی بابایی

پرهام ارمان شیطوووووووووووووووونی..........

پسرک قلدره ه ه من.....

پرهام قششششششششششششنگم...........

جاده جواهر ده ..........رامسر.................

خواب نیمروزی پرهامم توی یه جای خنک و باصفا در جواهرده....

ناهارمون...........

پسرکم مشغول بازی با ارمان.....

این عکس هم موقع برگشتن گرفتم ........یه جنگل زیبا در جاده چالوس....

خوشگلم

               عشقم

                            مهربوووووووونم

                                                    بهترینم

                                                                   عاشق تو تا ابد

                                                                                                 مامان جدیث....

پرهام شاهزاده زیبا روی ما تا این لحظه ، 1 سال و 6 ماه و 16 روز سن دارد 

 




موضوع :
تاريخ : دوشنبه 13 مرداد 1393 | نویسنده : حدیث مامان پرهام
بازدید : 257 مرتبه

پسرک مه رو و زیبای من سلام عروووووووووووسکم.......بوس

از اخرین پستی که مامانی واسه شما مطلب نوشته یه چهارماه ونیمی میگذره .......محبت

فردا شمادقیقا یک سال و نیم یعنی هیجده ماهت میشه قند عسسسسسسلم......تشویق

عزیزترینم........ پسرک قشنگم...... گل نازمن ...............تو این مدت شما کلی مسیر رشدت و طی کردی و منوبابا هرروز بیشتر و بیشتر خداوند رو بخاطر نعمت بزرگی چون تو شکر میکنیم........

حرفای زیادی یاد گرفتی و باااون زبون شیرینتر از عسلت بیان میکنی عشقققققققم........

مامان و بابا و عمه و اینا رو که خیلی وقته میگی.......اگه  چیزی رو زمین بیوفته سریع میگی شیچست یعنی شکست.......دردر میگی پارک میگی ....رفت میگی.....اه اه میگی.....قان قان میگی ......اوناهاش میگی .....اینجا میگی .......کلی حرفای خوشمزه دیگه که الان یادم نمیاد...

قول میدم از این به بعد تند تند بیام وبلاگت رو اپ کنمو خاطراتتو ثبت کنم بهترینه من......

فردا باید بریم واکسی هیچده ماهگیتو بزنیم و من از الان استرس دارم......ترسو

چند تا از عکسای جدیدت رو میذارم برات انش الله من بعد تند تند بیامو از خاطرات پرهام خوشگم بنویسم...

اینا عکسای پرریروزه (11 مرداد 93)رفته بودیم باغ وحش و شهر بازی...

پرهام و عمو مهدی 

اینا هم عکسای روزجمعه (10 مرداد 93)رفته بودیم برغان خیلی خوش گذشت...

اب بازی و شیطونی با ارمان...

یه خواب دلچسب نیمروزی

امین و پرهام

 

 




موضوع :
تاريخ : يکشنبه 24 فروردين 1393 | نویسنده : حدیث مامان پرهام
بازدید : 294 مرتبه

عزیز دل مادر سلام پسر قشنگم

پسر نازم شاه پسرم گل پسملم امسال ایام نوروز و عید همراه من و پدرش بود ......

خدا رو هزاران بار در لحظه شکر که تو هستی.....پسر من ....پرهام من......به لطف و اراده خداوند سالم و باهوش توی اغوشه مامان و بابا داری رشد  میکشی و روز به روز بزرکتر میشی ماشالا ماشالا

خوب بریم سراغ عکسا ........

اینجا تهرانه .....ارامگاه شیخ صدوق

 

 

 فدات بشم من .....




موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 14 اسفند 1392 | نویسنده : حدیث مامان پرهام
بازدید : 980 مرتبه

 

گل قشنگم سلام عروسک مامان.....خوبی جیگر طلام.......پرهام قشنگم مامانی اینقد این روزای اخر عید کار دارم و سرم شلوغه که اصلا وقت نمیکنم بیام وبت رو اپ کنم.....یک ماهه که عکس های اتلیت رو گرفتیم ولی من فرصت نکردم هنوز اپشون کنم......امروز که این مطلب رو مینویسم شما دقیقا 13 ماهت شده.....امروز 14 اسفنده.....

حالا بریم سراغ عکس های اتلیه ....

پسر گلم اون لحظه هم خوابش میومد و هم کلافه بود زیاد همکاری نکرد ولی خوب......

قربونت برم من که دیگه داری مردی میشیی واسه خودت عررررررروسکم...

 




موضوع :
تاريخ : يکشنبه 20 بهمن 1392 | نویسنده : حدیث مامان پرهام
بازدید : 470 مرتبه

 

 

با سلام.....

چندروزی بود وبلاگمون عکس اپلود نمیکرد بخاطر همین عکسهای تولد عروسکم با تاخیر اپلود شد....

تولد گل قشنگم پرهام 36 ساعت قبل از ساعت تولدش برگزار شد....

 

تولد ش خیلی خوش گذشت و عروسکمم خیلی خوش اخلاق بود و باز ی میکرد.....

 

                                خونمون تو روز جشن تولد گل قشنگم پرهام

                   سینی چایی بفرمایید.......لب سوز ......دشلمه.......

                میز تنقلات

1

میز شام ....که البته خیلی از مواردش از قلم افتاده و موفق به عکس گرفتنشون نشدم.....مثل ژله گل و ماست و ظرف ماست و خیار و اینا....

غذاها:سالاد لویه - کشک بادمحان - لازانیا با دو نوع سس مخصوص  - ماکارونی  

پرهام و پس ر خالش ارمان

امین و ارمان وپرهام

امین

مامان حدث و پرهام

بابا علی و اقا مهدی (شوهر خاله پرهام)

مامان حدیث و بوسه بر عکس پرهام

مامانی بابایی پرهام قشنگم

مجتبی و پرهام

عمه پرهام

گیگ

 

بیا شمع ها رو فوت کن تا صد سال زنده باشی .....

همین شب که شکفتی تو مثل گل بهاری

تولد تولد تولدت مبارک

مبارک مبارک تولدت مبارک

کادوها ی وروجکم پرهام

دست همگی درد نکنه همه زحمت کشیدن

 

اینم اتاق پرهام

اینم اخر شب که وروجکم بی هوش شده......

فردای تولد هم با بابا علی بردیم واکسن عروسکم رو زدیم و اصلا اصلا اصلا اذیت نشد

نه سرد کردیم جای واکسنشو نه گرم کردیم نه قطره استامینوفن ونه تب و هیچی خداروشکر

ایشالا که همه نی نی ها سالم و سلامت زیر سایه پدر مادراشون بزرگ بشن .....الهی امین...

 

 

 به زودی با عکسای اتلبه پرهام برمیگردیم......




موضوع :
تاريخ : يکشنبه 20 بهمن 1392 | نویسنده : حدیث مامان پرهام
بازدید : 430 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید






موضوع :
تاريخ : يکشنبه 20 بهمن 1392 | نویسنده : حدیث مامان پرهام
بازدید : 682 مرتبه

پرهام قشنگم گل نازنازی مامان سلام عروسسسسسسسسسسکمقلب 

ده ماهگیت هم تموم شد ووارد ماهه یازدهم شدی پسر خوبمماچ

مامان داره روز شماری میکنه واسه دیدن روز تولدت عمممممرم جونم نفسمبغل

 بغل با تو دنیا برام رنگ دیگه ای داره پرهام بغل

 

بفرمایید ادامه مطلب   

 



ادامه مطلب...

موضوع :
تاريخ : يکشنبه 20 بهمن 1392 | نویسنده : حدیث مامان پرهام
بازدید : 952 مرتبه

 

پسر قشنگم خوشگل مامان عرررررررررروسک مامان سسسسسسسسسسلام خوشگلمقلب

نه ماهگیت مبارک نازنازی مامان پسرمامانیه مامان حدیثمژه

این شمایی که خیلی به نشستم توی سبد علاقه داری الهی که من فدات شم قند عسلمماچ

 

 

 

 

برای دیدن بقیه عکسها بفرمایید ادامه مطلب....



ادامه مطلب...

موضوع :
تاريخ : يکشنبه 20 بهمن 1392 | نویسنده : حدیث مامان پرهام
بازدید : 818 مرتبه

پسمل خوشگله مامان عروسک خودم نازنازی خودم سلااااااااااااااااامقلب                                          خوشگله خودم یاززززززززززززده ماهه شد به لطف خدا قربونت برم که با هر رشد و پیشرفتت دل مامانت رو شاد میکنی....ماچ                                                                                                         

 این چند وقته پیشرفت هان خیلی بوده خوشگلم اما موفق به عکس گرفتن از همش نشدم.....  

میایستی..................تاتی تاتی میکنی.................میخوای حرف

بزنی و کلمات زیادی رو میگی...........دندون اسیا داری در

میاری.........دست دستی و نانای نای هم که از نه ماهگی میکنی.......

 

از تخت و مبل خودت دیگه میای پایین........تشویقتشویقتشویقتشویقتشویق

خیلی خیللی هم باهوش و فرزی عروسکم ماشالا ماشالا هززززززززززززززززززززززززززززززززززززززار ماشششششششششالا.....  

بفرمایید ادامه مطلب....              

 



ادامه مطلب...

موضوع :
تاريخ : يکشنبه 20 بهمن 1392 | نویسنده : حدیث مامان پرهام
بازدید : 315 مرتبه

عزززززززززیز دلم جیگرکم امید مامان نفس مامان عشق مامان سلاااااااااااااااااااااام .......

خوشگلم شمارش معکوس برای تولد یک سالگی ت شروع شده و من از حالا روزا رو هر روز میشمارم تا اون روز با شکوه برسه.......

دورت بگردم من ........هیجان این روزام مثل هیجان روزایی که پارسال این موقع داشتم ......

در حال تدراک برای جشن تولدت هستم و حسابی سرم شلوغه پسرمامان......

امروز م من و بابا علی و خاله الهه و ارمان رفتیم اتلیه عکسای یک سالگیت گرفتیم ........

ان شاالله که از موفقیت های روز افزون اینده ......از به اوج رسیدنات.........از دوممممممممممماد شدنت عکس بگیریم و جشن بگیریم......فدات بشم  من.......

 

وایییییییی پرهام دلم برای روززای نوزاد بودنت تنگ میشه

مثل موقعی که تو این عکسه بودی ......

فدات بشم من.....

 

 




موضوع :
تاريخ : يکشنبه 20 بهمن 1392 | نویسنده : حدیث مامان پرهام
بازدید : 456 مرتبه

 

دنیا تبسم کرده است امروز با یادت

امروز بی شک اسمان ابی ترین ابیست

چرخ و فلک همچون دلم درگیر بی تابیست

تولدت مبارک

با سلام......

 

niniweblog.com

سلام به پسر شیرین تر از عسل خودم ........

 امروز 14 بهمنه 92ست و پرهام من یک ساله شد.......

بار خدایا هزارهزارهزاران بار در لحظه تورا سپاس که زیباترین هدیه وجودرا به من بخشیدی....

باورم نمیشه اما به راستی و حقیقتا پرهام من یک ساله شد......

یک ساله که صبح که ازخواب بلند میشم اولین چیزی که توجهم رو معطوف میکنه چهره پاک و معصومه پسرکی که اروم کنارم خوابیده......

یک ساله که شبا با حتی یک تنفس بلند تو از خواب میپرم و در اغوشت میگیرم .......

یک ساله که با هم و برای هم و در کنار مایی.....

یک ساله که عرووسکی به نام پرهام شده چراغ خونمون و گرمی اشیونمون.....

یک سال گذشت.......

یک سال پر از شادی و خنده ها ی کودکانه پسرکم در کنار ما.......

یک سال پر از لذت ها و شادی های وصف نشدنی.....

وقتی اولین با برام خندیدی حس میکردم دنیا تو دستامه.....

وقتی اولین بار نشستی .......

اولین باری که توی دهن کوچیک و نازت مرواریدی ریشه زد.........

اولین باری که مستقل بودن رو تجربه کردی و چهار دست و پاراه رفتی......

اولین باری که ایسسسسسستادی......ا

ولین باری که راه افتادی.......

وی تموم این احوالات حس و شعف من از درون تکرار نشدنی بوده پرهام....

یه روزایی توی این یک ساله تو تب داشتی و مامان تا خود صبح برات دعای نور میخوند با اشک چشم.....

یه روزایی کلافه بودی و من از همه کس و همه جا بیزار تا.........

تا تو اروم نمیشدی منم اروم نمیگرفتم.....

باورم نمیشه گل قشنگم 

ماه مهربونم.....

ارام جان اما...........تو یک ساله شدی......

niniweblog.com

پرهام در روز بدو ورودش به خونه خودش 

پرهام قشنگم تو این عکس ده روزشه و و تو روشنایی ی به سختی چشای نازش رو باز میکرد......

عروسکم وقتی نوزاد بود چشمای نازش ابی بود......

 

 

 .: پرهام شاهزاده زیبا روی ما تا این لحظه ، 1 سال و 0 روز و 9 ساعت و 19 دقیقه و 32 ثانیه سن دارد




موضوع :
تاريخ : يکشنبه 20 بهمن 1392 | نویسنده : حدیث مامان پرهام
بازدید : 319 مرتبه

منتظر عکسهای تولد پرهام باشید....

با تم باب اسفنجی.....




موضوع :
تاريخ : شنبه 19 بهمن 1392 | نویسنده : حدیث مامان پرهام
بازدید : 271 مرتبه

چرا نی نی وبلاگ عکس اپلود نمیکنهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریه

میخوام عکسای تولد عروسکمواپ کنم نمیشهگریهگریهگریه

 




موضوع :
تاريخ : شنبه 25 آبان 1392 | نویسنده : حدیث مامان پرهام
بازدید : 353 مرتبه

پرهام یک روزه ی مااااااااااااااااااا

پرهام یک ماهه ی مااااااااااااااااااااااااااااااا(توی این عکس دقیقا یک ماهته ....متاسفانه از یک ماهگیت عکس چندانی در دست نیست گلکم)

تو این عکس شما دو ماهته و برامون دیگه میخندیدی ناناز مامان

تو این عکس شما سه ماهته و حسابی برامون اواز خونی میکردی جیگگگگگگگگگگگگگر

تو این عکس شما دقیقا چهار ماهته و یاد گرفتی اشیا رو دست بگیری و ببری به دهنت عسلم

تو این عکس شما پنج ماهته و غلت میزنی و سینه خیز میری عروسکم(البته از چهارماه و نیم به بعد این کارارو میکردی)

 

توی این عکس هم شش ماهته که هم میشینی مسلط و هم دندون دراوردی 

تو این عکس هم هفت ماهته و چهار دست و پارو در پیش داری 




موضوع :
تاريخ : دوشنبه 13 آبان 1392 | نویسنده : حدیث مامان پرهام
بازدید : 497 مرتبه

سلاام خوشگلم..........تاج سرم قند عسل........ناناز پسر جیگر پسر......قلب                         

 وروجکم از شیرین کاری هات و اتفاقات هفته ای که گذشت عکس گرفتم برات میذارم بعدها که بزرک شدی خودت ببینی چه عسسسسسسسسلی بودی عروسک مامان .....

                                               

 

 

                                         

  بقیه عکسها در ادامه مطلب بفرماییید لطفا..........

 

  



ادامه مطلب...

موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پيوند هاي روزانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 8 نفر
بازديدهاي ديروز : 15 نفر
بازدید هفته قبل : 269 نفر
كل بازديدها : 67846 نفر